السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

471

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

657 - ( 8 ) ابوبصير از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه ايشان دربارهء شخصى كه به يك جزء از مالش وصيت كرد ، فرمود : « آن يك بخش از ده بخش است . كوه‌ها ده تا بود و پرندگان عبارت بودند از : طاووس ، كبوتر ، خروس و هدهد . پس خداوند به ابراهيم دستور داد آنها را تكه‌تكه كند و در هم بياميزد و بر روى هر كوهى ، يك بخش از آنها را قرار بدهد و سر هر پرنده را به دست گيرد . فرمود : پس هرگاه سر يكى از پرندگان را در دست مىگرفت اجزاى بدنش به سوى او پرواز مىكردند و به حال نخست بازمىگشت . » 658 - ( 9 ) عبدالصمد بن بشير گويد : « قاضيان نزد منصور گرد آمدند . وى به آنها گفت : شخصى به يك جزء از مالش وصيت مىكند ، جزء چه مقدار است ؟ آنان در پاسخ به اين پرسش درماندند و در مورد آن نزد منصور اظهار ناراحتى و تأسف كردند ! منصور پيكى به سوى حاكم مدينه فرستاد و به وى دستور داد از امام صادق عليه السلام بپرسد : شخصى به يك جزء از مالش وصيت كرده است . جزء چه مقدار است ؟ زيرا اين مطلب بر قاضىها مشكل شده است و نمىدانند جزء چه مقدار است پس اگر وى به اين پرسش پاسخ داد [ كارى به وى نداشته باش ] ؛ در غير اين صورت او را بر اسب تندرو سوار و به سوى من روانه كن . حاكم مدينه نزد امام صادق عليه السلام رفت و به او گفت : منصور پيكى نزد من فرستاد تا از شما دربارهء شخصى كه به يك جزء از مالش وصيت كرده بپرسم . وى پيش از اين از قاضيان در اين باره سؤال كرده است ولى آنان وى را از آن آگاه نكرده‌اند . منصور به من نوشته است كه اگر آن را براى وى توضيح دادى [ كارى به تو نداشته باشم ] ، در غير اين صورت ، تو را با پيك تندرو نزد وى بفرستم . امام صادق عليه السلام فرمود : اين در كتاب خدا روشن است . خداوند در پاسخ درخواست ابراهيم مىفرمايد : « پروردگارا ! به من نشان بده كه چگونه مردگان را زنده مىكنى . . . بر روى هر كوهى جزئى از آنها را . . . » پرندگان چهار تا و كوه‌ها ده تا بودند . آن مرد [ وصيت‌كننده ] از هر ده بخش يك جزء از مالش را خارج مىكند . در پى فرمان خداوند ، ابراهيم عليه السلام هاونى درخواست و سر پرندگان را جدا كرد و نزد خود نگه‌داشت و بدن‌هاى آنها را با هم در هاون كوبيد . آن‌گاه پرنده‌اى را كه به وى فرمان داده شده بود ، فراخواند و شروع كرد پرها را بنگرد كه چگونه خارج مىشوند و به تك‌تك رگ‌ها نگاه كند تا اين‌كه بال‌هاى آن كامل شد و به سوى ابراهيم پر كشيد . ابراهيم يكى از سرها را كه متعلق به آن پرنده نبود جلو برد ولى آن بدن به آن نپيوست و به سر خود پيوست به همين صورت بدن‌هاى آنان و تعدادشان كامل شد . » 659 - ( 10 ) عبدالرحمان بن سيّابه گويد : « زنى به من وصيت كرد و گفت : با ثلث مالم بدهىام را بپرداز و يك جزء آن را به فلان زن بده . در اين باره از ابن ابى ليلى سؤال كردم وى گفت : من چيزى دربارهء آن نمىدانم ، من نمىدانم جزء چيست . آن‌گاه از امام صادق عليه السلام سؤال كردم و وصيت آن زن و سخن